این ما هستیم که زیر عَلَم آن سیّد بزرگ – روح الله موسوی – قیام کرده ایم، که عمامه ای سیاه داشت و عبا و قبا و لبّاده می پوشید و جز در یک مدت کوتاه، هنگام تبعید در ترکیه، لباس پیامبر را از تن بیرون نیاورد...
و نعلین می پوشید و از هر ده کلمه ای که می گفت، هر ده کلمه اش درباره دین بود!

┘◄ شهید آوینی

♡❤

قلوب خود را منور می کنیم به یاد آن روز که هواپیمای حامل حضرت روح الله بر باند فرودگاهِ قلبِ پیروان امیرالمومنین حیدر کرار (صلوات الله علیه) نشست و شهیدان در قطعه ی 17 در بهشت زهرای تهران به پیشوازش شتافتند و کاخ یزیدیان ، از فریاد حسینیِ او به لرزه درآمد.

سلام بر او در روزی که زاده شد
و در روزی که از این جهان هجرت کرد
و در روزی که دیگر بار زنده برانگیخته خواهد شد